پنج رهگذر شقاق در راه سبز اميد
راهيان راه سبز اميد متنوعتر و متکثرتر از آن اند که بخواهند يا بتوانند اختلافهای خود را بپوشانند يا بهکناریبگذارند. شاهد اين مدعا اين که اين اختلاف آرا خود را هرچه پيشمیرويم بيشتر آشکارمیکنند. اين نشانهی خوبی است با همهی مخاطراتی که با خود دارد. من میخواهم اينجا به آن خطراتی اشارهکنم که میتواند بهآسانی اين جنبش را از قِبَل هماين تنوع درونیاش تهديدکند. تأکيدمیکنم که اين که اختلاف داريم، اولاً، يعنی دستآوردی انباشتهايم که حالا بر سر بهترين راه نگهداری و سرمايهگذاریاش با هم چون و چرا میکنيم. معنای ديگراش اين است که آنچه جنبش سبزاش میخوانيم خود پويشی است که گرايشهای گونهگون فکری و شيوههای زيست رنگارنگی را با خود همراهساختهاست، لذا به آسانی تن به ايدهئولوژيکشدن نمیسپارد. ثالثاً، اين تنوع نويدمیدهد که راه سبز اميد به بنبست نمیرسد؛ از هر سو که راهاش را ببندند، راه خود را از سوی ديگر میگشايد. مثل خيال پریرويان است، شبرو، راهی را بر آن ببندی، از راه ديگری میآيد.
بااينهمه، تنوع درونی جنبش که نقطهی قوت آن است میتواند بهآسانی به نيرويی ويرانگر از درون بدلشود. اين آسيب دستکم تا کنون از اين پنچ رهگذر وارد راه سبز اميد شدهاست. نخست، رقابت آشکار و پنهان بر سر انحصار رهبری يا سخنگويی جنبش؛ دوم، تجويز روشهای افراطی برای پيشراندن جنبش؛ سوم، فراموشی معيار منافع ملی و به جای آن ايدئولوژيککردن سياست خارجی جنبش له يا عليه آمريکا، روسيه، اسرائيل، و نيز در موضعگيری بر سر مسألهی هستهای شدن ايران؛ چهارم، تندکردن گردونهی افزايش مطالبات جنبش؛ و پنجم، غيريتسازی بر محور تدين يا رویگردانی از دين.
اميدوار ام در يادداشتهای بعدی بتوانم به شرح و تحليل برخی از تهديدهای برآمده از اين پنج رهگذر بيشتر بپردازم.
بااينهمه، تنوع درونی جنبش که نقطهی قوت آن است میتواند بهآسانی به نيرويی ويرانگر از درون بدلشود. اين آسيب دستکم تا کنون از اين پنچ رهگذر وارد راه سبز اميد شدهاست. نخست، رقابت آشکار و پنهان بر سر انحصار رهبری يا سخنگويی جنبش؛ دوم، تجويز روشهای افراطی برای پيشراندن جنبش؛ سوم، فراموشی معيار منافع ملی و به جای آن ايدئولوژيککردن سياست خارجی جنبش له يا عليه آمريکا، روسيه، اسرائيل، و نيز در موضعگيری بر سر مسألهی هستهای شدن ايران؛ چهارم، تندکردن گردونهی افزايش مطالبات جنبش؛ و پنجم، غيريتسازی بر محور تدين يا رویگردانی از دين.
اميدوار ام در يادداشتهای بعدی بتوانم به شرح و تحليل برخی از تهديدهای برآمده از اين پنج رهگذر بيشتر بپردازم.
