صفحه‌ی اصلی | جنبش سبز در آستانه‌ی انتخابی بنيادين: تحليلی به مناسبت اتخاذ روی‌کرد آشتی‌جويانه‌ی آمريکا نسبت به حاکميت سياسی کنونی ايران‌ »

چهارشنبه ۸ مهر ۸۸::September 30, 2009

درآمد «دِرَنْگاه»

«دِرَنْگاه» آميزه ‌ای است از درنگ، گاه، رنگ، نگاه و راه، تا به فرصتی اشاره‌کند برای درنگ‌هايی انتقادی و نگاه‌هايی جست‌و‌جو‌گرانه در‌باره‌ی راه‌های رفته و ‌پيشِ‌رو و رخصتی فرا‌هم‌آورد برای انديشيدن در دامنه‌هايی رنگارنگ از فرهنگ، فلسفه، سياست و اجتماع. توجه کانونی «دِرَنْگاه» را عمدتاً مسأله‌های ايران و ايرانيان و تحولات آن و احوال ايشان به خود جلب‌می‌کند با روی‌کردی حل مسأله‌ای، و خرد‌گرايی انتقادی هم‌چون منشوری سامان‌بخش بنيادی‌ترين مايه‌های اين تأملات پراکنده را هم‌آهنگ‌می‌کند.

«دِرَنْگاه» گفت-و-گو را نه صرفاً يکی از امکانات خرد‌گرايی انتقادی که جزء سامان‌بخش و اساس آن می‌داند و خود را در اين مسير نه‌تنها پذيرای گفت-و-گوی انتقادی بل‌که اميد‌وار و نيازمند به دامن‌زدن بدان و پی‌گيری آن می‌بيند و همه‌ی مخاطبان را به رای‌ورزی از طريق گفت-و-گوی انتقادی درباره‌ی مسأله‌هايی که پيش‌می‌نهد فرا‌می‌خواند و آن‌ها را در هم‌اين مجال باز‌می‌تاباند. آرمان گفت-و-گوی انتقادی رهايی‌بخشی از سطحی از خطا و حرکت به ترازِ ديگری از شناختِ سنجيده و پرورده است با اين پيشْ‌آگاهی که اين تراز جديد هم خود معبری برای درنگی نو و سنجشی جديد و گذر‌کردن است، نه سزاوارِ ماندن و پای‌فشردن.

«دِرَنْگاه» در گزينش و طرح مسأله‌ها و پرداختن به آن‌ها به خوش‌بينی انسان‌شناختی و بد‌بينی معرفت‌شناختی، و نيز تقدم و ترجيح اخلاقی انسانيت بر عقيده، واقع‌گروی بر نا‌واقع‌گروی، و کثرت‌گروی بر وحدت‌انگاری به‌مثابه‌ انتخاب‌هايی بنيادين می‌نگرد و باور‌دارد؛ دين را به‌معنای عام آن پاره‌ای مهم، مؤثر و نا‌زدودنی از فرهنگ می‌شمارد و روی‌کردی غير-تئولوژيک و غير-ايدئولوژيک به دين دارد؛ عرصه‌ی سياست را در دوران مدرن چه در مقام نظر‌ورزی و چه در مقام ورزيدن‌های عملی تماماً تابع منطق خرد متعارف بشری، استدلال عقلايی و محاسبه‌های همه‌کس‌فهمِ سود و زيان شهروندان چه در محيط محلی و چه در محيط جهانی می‌داند و خواهان قداست‌زدايی از قدرت، خشونت و تعصب از يک سو و نهاد‌ها، نظام‌ها، الگوهای دولت و حکومت و نظريه‌های سياسی و اقتصادی از سوی ديگر است؛ اما از سوی ديگر، دستاورد‌های علوم انسانی و اجتماعی را در هم‌اين چار‌چوب‌های ديسيپلينی و ميان-رشته‌ای قابل اعتماد‌ترين و جدی‌ترين منبع برای انديشيدن به اداره‌ی زندگی اجتماعی بشر می‌داند و برای غربی‌بودن  و انحای شرعی يا شرقی‌ساختن اين علوم معنای معتنابهی نمی‌شناسد؛ در نگاه کلان به تحولات تمدنی، فرهنگی و اجتماعی نا-گسست-انديش است، يعنی در تحليلِ نسبت ميان آن‌چه سنت‌اش می‌خوانيم  با وضع و حال زيست کنونی‌مان دومی را دنباله‌ی اولی می‌داند و بر اين باور نيست که اين دو جهان‌هايی بسته به‌روی يک‌ديگر باشند که با هم گفت‌و‌گويی ندارند  و نتوانند.

«دِرَنْگاه» به جهان‌شمولی اخلاقی به‌مثابه يک امکان خواستنی قائل است و به اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر هم‌چون تا-کنون-به‌ترين متن مبنايی برای گفت-وگوهايی انتقادی در اين زمينه می‌نگرد و معتقد است که از اين ره‌گذر هم‌اين سند حقوق بشری می‌تواند بسی فراتر از آن‌چه تا کنون بوده‌است به چار‌چوب اخلاقی مورد وفاق جهانی اما دائماً-بهبود‌يابنده‌ای بدل‌شود، چار‌چوبی تراز زندگی بشر مدرن متأخر که با همه‌ی پيش‌رفت‌ها هم‌چون‌آن سراپا هم‌آميخته با خطا و حماقت است و هم‌آغوش با خطر.

«دِرَنْگاه» دگرگونی اجتماعی را تک-خطی و نيز در درجه‌ی نخست تابع تغيير ايده‌ها و عقيده‌ها نمی‌داند و در اين زمينه به ديالکتيک شرايط و شيوه‌های زيست شهروندان از يک سو با آگاهی‌های سنجيده و زيسته‌شان در بازه‌های بلندِ زمان از سوی ديگر اصالت‌می‌دهد؛ در عرصه‌ی فلسفه‌ی سياسی به انديشه‌ی محافظه‌کاری انتقادی تمايل بيش‌تری دارد که مستلزم انقلابی‌مآبی سنجش‌گرانه و بی‌پروايی در عرصه‌ی نظر است و مماشات و مدارا در عرصه‌ی عمل، و بدين قرار به تمايز معيار‌های اخلاقی ناظر بر کنش‌های معرفتی – يا هم‌آن اخلاقِ باور – و معيار‌های ناظر بر کنش‌های غير‌معرفتی قائل است؛ آموزش و پرورش مدرن را هم‌چون يک نهاد اجتماعی می‌بيند که دقيقاً در نقطه‌ی هم‌روی اين دو سطح کنش بايد به هم‌آهنگ‌ساختن معيار‌های اخلاقی علاوه بر ارتقای دانش‌ها و مهارت‌های شهروندان در اين دو سطح بپردازد و مهم‌ترين کانون هر نوع برنامه‌ريزی سنجيده‌ای برای دگرگونی اجتماعی پايدار و ارتقا‌يابنده دانسته‌شود.

و بالأخره، توطئه‌پنداری، اسطوره‌انديشی يا نشان‌گرفتن از دست‌ها و اراده‌های فرا‌تاريخی و بيرون از زمان و مکان در تحليل پديده‌ها و پويش‌های زندگی اجتماعی به «دِرَنْگاه» راهی‌نمی‌يابند مگر تا به  عيار نقد سنجيده‌شوند، و «دِرَنْگاه» پرهيز از اين همه را به هيچ روی با ساده‌انگاری و آرزو‌انديشی يکی يا هم‌عنان نمی‌يابد.

اين‌ها همه، در‌کنار‌هم، نمايی بسيار فشرده و اجمالی از فضای انديشه‌گی «دِرَنْگاه» به‌دست‌می‌دهد، اما اين «در‌آمد» هم‌چون  توماری است که در خلال ياد‌داشت‌های آينده‌ی «دِرَنْگاه» درباره‌ی مسأله‌ها و پرسش‌های مختلف کم‌کم باز‌می‌شود و از اجمال به‌تفصيل‌می‌گرايد. اما اين صرفاً روندی از به‌تفصيل‌بردنِ اجمال‌ها نخواهد‌بود، بل‌که از اين ره‌گذر همه‌ی اين مضامين به عرصه‌ی سنجش و دگرگونی از طريق انديشه ‌ورزی و گفت-و-گوی انتقادی عرضه‌می‌شوند و خود را با تراز‌های جديد نقد هم‌آهنگ‌می‌سازند.
بالاترین  دلیشس  توییتر  فرندفید  فیس‌بوک  Share in Google Reader

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5622

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)